مرتضى مطهرى
90
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
قبيل غايات نباشد . مثلًا شما مىتوانيد با يك علت قسرى كميت يك طبيعت را عوض كنيد . مانند اينكه درختى كه اقتضا مىكند كميتش فلانقدر باشد تحت يك سلسله عوامل تغييرش بدهيد . درخت استعداد اين تغيير را دارد ، ولى اين تغيير چيزى نيست كه خود طبيعت آن را جستجو كند ، شما آن كميت را بر او تحميل مىكنيد . اما اگر كسى قائل به حركت در جوهر شد ، لازمهاش اين است كه معتقد باشد كه اصلًا غايات ذاتى طبيعت همان غايات جوهريه است - كه اين يك مسألهء فوقالعاده مهمى در باب حركت جوهريه است - و غايات عرضيه غايات درجه دوم هستند ، به اين معنا كه طبيعت چند حركت دارد : حركتى در جوهر و حركاتى در اعراض . غايت حركت در جوهر هم جوهر است و غايت حركات عرضى هم عرض است . غايات كيفى و كمّى و أينى و وضعى ، غايات هستند ولى غايات حركات عرضى طبيعت هستند . اما همانطور كه حركات عرضى طبيعت طفيل حركات جوهرى طبيعت است و چون در جوهر حركت پيدا شود در اعراض هم حركت پيدا مىشود ، غايات عرضى هم تابع و طفيل آن غايات جوهرى است . آن وقت معناى اين سخن چنين مىشود كه طبيعت هميشه به سوى يك كمال جوهرى در حركت است . كمال جوهرى چيست ؟ اشتداد در جوهر است . اكنون جاى بيان آن نيست ، ولى آنها كه به اين حركت معتقدند مىگويند طبيعت هرچه بيشتر اشتداد پيدا كند جنبههاى طبيعى و مادى يعنى مكانى و زمانى و بُعدى خود را از دست مىدهد و به عبارت ديگر جنبههاى عدمى خود را از دست مىدهد و اين جنبههاى عدمى به جنبههاى وجودى تبديل مىشود ، و كمكم به حيات نباتى تبديل مىشود ، و حيات نباتى نيز كمكم به حيات حيوانى ، و حيات حيوانى به حيات انسانى تبديل مىشود و آنگاه به مرحلهء تجرد مىرسد . اين است كه غايت طبيعت جوهرى قهراً تجرد است ؛ يعنى طبيعت هميشه در دامن خودش جواهر مجرد را پرورش مىدهد ، مثل صدفى كه [ در درون خودش ] دُر پرورش مىدهد . طبيعت به سوى تجرد در حركت است و جوهر مجرد بهوجود مىآورد و اين جوهر مجرد وقتى كه به حد كمالش رسيد قهراً از طبيعت خارج مىشود . باز از نو [ طبيعت به ساختن جوهر مجرد مىپردازد ] ، باز از نو و باز از نو . اين يك تفاوت بسيار اصيلى است ميان اينكه قائل به حركت در جوهر بشويم